رشيد الدين فضل الله همدانى

44

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

دور گردند ، لشكر پنهان از عقب ايشان درآيند ، و آنچه به گريز و هزيمت رفته باشند روى بازپس كنند و نگذارند كه ايشان به شهر پناه آورند تا تمامت را قتل كنند . قراسولك « 1 » پيش اغوز « 2 » آمد و هم بر آن سان كه تعليم يافته بود تقرير كرد ، و او را اين تدبير معقول آمد و پسنديده داشت . پسران با چهل هزار مرد پنهان شدند ، و پنجاه هزار مرد را فرمود تا قراسولك ياساميشى كند و به در شهر به جنگ روند و خرابى مىكنند و از اين پنجاه هزار مرد كه به در شهر آمدند با اغوز به جنگ و خرابى عمارت مشغول گشتند . لشكر اصفهان « 3 » چون ديدند كه ايشان خرابى عظيم مىكنند و خواهند كرد ، [ و ] لشكر را كمتر از معهود ديدند ، گمان بردند كه مگر ايشان را كارى ديگر پيش آمده است و واقعه‌اى رسيده و لشكر آنجا رفته ، و بر آن اعتماد درهاى شهر بگشادند و از شهر بيرون آمدند و شمشير كشيدند و روى به جنگ لشكر اغوز نهادند . لشكر اغوز هزيمت كردند و روى به گريز آورد ، و بتدريج بازپس مىنشستند تا از شهر پاره‌اى دور تر شدند و ايشان را به صحرا كشيدند . اغوز با پسران و چهل هزار مرد ناگاه از پى ايشان درآمدند و دروازه و پس پشت ايشان بگرفتند ، و جماعتى را كه از شهر بيرون آمده بودند يكى را زنده نگذاشتند ، و بدين طريق اصفهان را بگرفتند . و چون فتح اصفهان ايشان را ميسّر گشت ، چهار پسر را از پسران خود نامزد كرد كه به جانب پارس « 4 » و كرمان « 5 » روند و آن ممالك مسخّر گردانند .

--> ( 1 ) . Qar Suluk ( 2 ) . Oguz ( 3 ) . Isfah n ( 4 ) . P rs ( 5 ) . Kirm n